آرام بخواب هلیا!... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:03
بخواب هلیا، دیر است. دود دیدگانت را آزار میدهد. دیگر نگاه هیچ کس بخار پنجرهات را پاک نخواهد کرد. دیگر هیچ کس از خیابان خالی کنار خانهی تو نخواهد گذشت. چشمانِ تو چه دارد که به شب بگوید؟ سگ ها رویای عابری را که از آن سوی باغ نارنج میگذرد پاره میکنند. شب از من خالیست هلیا. گل های سرخِ میخک، مهمان رومیز...
شاید... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:03
شـاید کسـی را کـه با او خـندیدهای فرامـوش کنـی ، امـا هــرگز کسـی را کـه بـا او گریسـتهای ، از یـاد نـخواهی بـرد . ٠•● جبــــران خلیل جبــــران ●• + نوشته شده در جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:46&nbsp توسط سیمرغ (مونا) |
اهمیت!.. - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:03
آدما وقتی تو را خشمگین می سازند که یا برات مهم اند و یا خودت را برای آن ها مهم می دانی . من خیلی وقت است که خشمگین نمی شوم . . . ! + نوشته شده در یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:57&nbsp توسط سیمرغ (مونا) |
عاشقانه-خیال ِ تو؛باران زاست ... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:03
پشت حرف های یک مرد …پشت نوازش ها …سرزنش ها …پشت تمام نگاه های معنی دارش …پشت سکوتش …پشت لبخند های پراز رازش …عشقی است پنهان تر از محبت های زنانه … همسرم؛دوستت دارم برچسبها: عشق, همسر, دوست داشتن, خوشبختی + نوشته شده در دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:42&nbsp توسط سیمرغ (مونا)
زندگی یعنی ... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:03
شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید، هدیه اش داد به منخواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجالب پاشویه نشستپدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین:با خودم می گفتمزندگی، راز بزرگی است که در ما جاریستزندگی ...
قلم توتم ماست... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:03
بازجوی ساواک از شریعتی پرسیده بود هنگام بازداشت اسلحه داشتیو او پاسخ داده بود: بله، یک عدد خودکار بیک! + نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:8&nbsp توسط سیمرغ (مونا) |
عاشقانه - هنوز هم ... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:03
من قصه تو را تا ابد اینگونه آغاز میکنم : یکی بود هنوزم هست خدایا همیشه باشد … همسرم؛دوستت دارم برچسبها: عشق, همسر, دوست داشتن, خوشبختی + نوشته شده در سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:15&nbsp توسط سیمرغ (مونا)
اندوه ِ این روزها - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
ای امام مهربانم؛شهر پر از آشوب شده؛کی می آیی من به فدای قدمهایت؟؟... اندوه این روزها با همه اخبار شومش بر روی وجودم سنگینی می کند؛ فوت پروفسور مریم میرزاخانی،آتنای معصوم،بینیتای مظلوم،اتفاقات وحشتناک برای کیمیا،کشف حجاب آزاده نامداری که زمانی دوستش داشتم،اتفاقات سیاسی کشور،سایه داعش و هجوم وسوسه جنگ...
آیینه و امید! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
هرکس بد من به خلق گوید!خب گفته که گفته، نوش جانمشاید که بدی بدیده در منمن خوب و بد خودم ندانمهر کس بد من به خلق گویدگر حق بُوَد آن جدل نداردور حق نبود چه باک باشد؟!زیرا به گناه خود فزایدهرکس بد من به خلق گویدحرف و سخنش بود برم بادبگذار که با همین سخنهادلخوش بود و همیشه دلشادهرکس بد من به خلق گویدهرگ...
بعضی آدمها - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
همیشه فکر می کردمآدم های بی احساسی هستند...همان هایی را می گویمکه نه از چیزی خوشحال می شوند و نه ناراحت... نه دل می دهند و نه دل می برند از کسی...از همه چیز و همه کس راحت عبور می کنند... منتظر هیچ اتفاقی نیستندو هیچ چیز آن ها را سر ذوق نمی آورد...اما زندگی به من ثابت کردهمه چیز آنطور که به نظر می رس...
دوست داشتن ِ واقعی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
در زندگی ام یک بار دوست داشتن واقعی را تجربه کردمهشت سالم بود که با یک کامیون اسباب و اثاثیه به محل ما آمدندموهای مشکی بلند و صاف ... چشم هایی به رنگ دریا... و چهره ای که بی گناه ترین انسان جهان را می ساختمی خواستیم وسطی بازی کنیم که آمد کنار بچه های دیگر به دیوار تکیه دادبرای انتخاب یار مثل همیشه ب...
خواهرم... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
پنج سالم بودخواهرم مرا در کمد انداخت و در را قفل کردبه او فحش دادمو با خود فکر کردم :او بی رحم ترین خواهر دنیاست !در تاریکی گریه کردمبیهوش شدمبه هوش آمدمسربازان خواهرم را کشته بودند +متن از احسان افشاری + نوشته شده در سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ساعت 8:27 توسط سیمرغ (مونا)
نسیم زندگی من... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
به طاها به یاسین به معراج احمدبه قدر و به کوثر به رضوان و طوبیبه وحی الهی به قرآن جاریبه تورات موسی و انجیل عیسیبسی پادشاهی کنم در گداییچو باشم گدای گدایان زهرا (س)چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ماهمه شیعه گردیم و بی تاب مولاغلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت مامسیرت مشخص، امیرت مشخص، ...
کلافِ کاموا! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش، اما حرفش هیچوقت از یادم نمی رود، می گفت: زندگی مثل یک کلاف کامواست، از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم، گره می خورد،می پیچد به هم، گره گره می شود، بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی، گر...
راستی... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
در زندگي مطالعه ي دل غنيمت است ،خواهي بخوان ،خواهي نخوان، ما نوشته ايم …عبدالقادر دهلوي"کپی برداری از مطالب این وبلاگ یا نشر آن بدون ذکر منبع ،امری است غیر اخلاقی و غیر قانونی"تاریخ ایجاد وبلاگ 1385/06/13این وبلاگ فرزند 11 ساله ماست.
مهربان ِ عزیز... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
ای خدای عزّت و ذّلت! خلقی بر این گمانند که عزت را خود به دست می آورند و حیثیـت را خود کسب می کنند. این گمان باطل را در دل خلایق فرو بریز تا جز به دامان تو نیاویزند. ای « تُعِزُّ مَن تَشاء » و ای « تُذِلُّ مَن تَشاء ». +خدای ِ مهربانم!... چه بسیار ستایش ِ نیکویی که شایسته آن نبودم و تو در میان مردم پ...
چه کنم... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:31
در زندگي مطالعه ي دل غنيمت است ،خواهي بخوان ،خواهي نخوان، ما نوشته ايم …عبدالقادر دهلوي"کپی برداری از مطالب این وبلاگ یا نشر آن بدون ذکر منبع ،امری است غیر اخلاقی و غیر قانونی"تاریخ ایجاد وبلاگ 1385/06/13این وبلاگ فرزند 11 ساله ماست.
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران ... - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:10
مهربان مولای ِ من... شهر را برايت آذين بندى كرديم تا قدوم مباركت را بر روى چشمانمان بگزارى چشم انتظـار روى ماهت هستيم آقا تا روشن كنى عالم هستى را .. +هنوز هم که هنوز است؛همان ((اعتقاد)) دیرین ِ منی... +راه ِ ظهورت را بستم؟!...قبول آقا...قبول...شاید حُر تو باشم!.
زندگی ِ جاودانه - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:10
+اول نوشت:این روزها که گاهی لابه لای زندگی تازه ام کتابی می خوانم،شعری می سرایم یا نقدی از خود و دیگران می کنم،لا به لای لباس اتو زدن ها،غذای خوشمزه درست کردن ها،جارو زدن ها و شست و شو و دوخت و دوزها سرکی می کشم به دنیای مجازی و مطالب و نوشته هایی را می خوانم که گاه قابل تامل اند متن زیر یکی از آن
سلام بر ماه ِ خدا - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:10
از بار گنه شد تن مسکینم پستیا رب چه شود اگر مرا گیری دست ؟گر در عملم آنچه تو را شاید نیستاندر کرمت آنچه مرا باید هست سلام بر رمضان +اللَّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَ عَلَى رِزْقِكَ أَفْطَرْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ؛الهی العفو... +اولین ماه ِ رمضان من در کنار همسری پرهیزگار،خداوندا قبول بدار این صیام را .